تبلیغات
لاورها
به لاورها خوش آمدید ...
چه زود فراموشت شدم

برف آمد و پاییز فراموشت شد
آن گریه یک ریز فراموشت شد
انگار نه انگار که با هم بودیم
تو چه زود همه چیز فراموشت شد




موضوع :  درد و دل هایم ، 



Tell : 09361940065 این خون ریخته شد از من  منی که حتی خونم هم رنگ پاییز گرفته و فقط به خاطر تو در وب لاگ لاورها در ساعت 12:29 ق.ظ  فقط به خاطر تو نوشتم | نظرات()
با یه چت ساده شروع شد

اولش مثل همه با یه سلام کوچولو شروع شد با یه سلام سلام سلام سلام............

کاش که شروع نمی شد  اولش بهم سلام کرد نمی دونستم که جواب سلامشو بدم یا نه به خودم گفتم باشه  من که در دلمو بستم کی به کیه این هم مثل بقیه میاد یه چتی مکنه میره پس بی خیال  ، می شینم پای حرفاش باهاش چت می کنم  باهاش بیشتر آشنا می شم اسمش م .  . م بود . بعد یه مدتی دیدم نه این با همه فرق می کنه این اصلآ یه کسه دیگه است درونش چیزی هست که کمتر تو کسه دیگه ای پیدا می شه علاقه ام بیشتر می شه اما بازم بی خیالم  بازم می گم اینم گذریه تا اینکه تو شرایط سخت بهم کمک می کنه در حد توانش زیر پرو بالم رو می گیره اون وقته که دل لامصب امونم و میبره تا میام خودم رو جمع جور کنم دیدم عاشقش شدم  دلم رو زدم به دریا میگم واسه چی باید احساسم رو بکشم میگم خودش هم که همین رو میگه دلمو خوش کردم بهش که باید برم دنبالش باید برم تا بهش برسم  تا مال خود خودم باشه تا به آرزوم برسم تا حس عشق ورزیدن رو که سالهاست باهامه خالی کنم و در عوضش هزاران حس زیبای دیگه بگیرم .

نمی تونم لمسش کنم نمی تونم ببوسمش نمی تونم دستش رو تو دستم بگیرم فقط می تونم  ساعتها باهاش چت کنم . بعد یه مدتی می فهمم  که کار از کارم گذشته با یه دوست دارم دلم رو گرفتار می کنه دلم می خواد شب تا صبح ،صبح تا شب باهاش چت کنم فقط من باشم اون  دوست دارم بهش بگم هیج جا نرو پیشم باش واسه همیشه  کارم میشه چت کردن هرروز هر ساعت هر دقیقه و هر ثانیه بیشتر بهش وابسته می شم بد جوری بهش دل بستم  دیگه کار از کارم گذشته بود

حالا 2  ماه گذشته حساس تر شدم  همش از دستم فرار می کنه دلم می گه دیگه دوستم نداره همش احساس می کنم که می خواد دوباره من و به بازی بگیره همه اون دوست داشتن کشک بود چه راحت گولم زد  انگار خدا نمی خواد که بشه. همش گره می ندازه تو کارم و کارم میشه چت کردن با اون  و حرف می زنم . چت می کنم. چت می کنم و چت. ولی میدونم که عاشق شدم. هرچی بیشتر میگذره علاقه ام  بیشتر میشه. تا کابوسهای شبونه ام  خفه ام  نکنه. تا بخوام باور کنم که می تونم بقیه عمرم را با اون باشم. چشمام خشکیده بس که گریه کردم. نیرو و توانم رفته. انگار یکی میخواد بیاد جونم رو بگیره.

دلم نمیاد بگم که توی تموم اون چتها و تماس ها حسرت خیلی چیزا رو تو دلم خفه کردم و هیچ وقت بهش نگفتم. دلم نمیاد که بگم جگرم پاره پاره شده تا ببینمش. تا باهاش حرف بزنم. دوست دارم که بهش خوش بگذره. نامردیه. نامردیه ناراحتش کنم. روزها تند تند می گذره تا موقع حرف زدنش می رسه. اونی که هیچ وقت حرف نمی زده و همش میگفته سر فرصت. اما وقتی حرف میزنه کمرم می شکنه. سنگینی حسهای این مدت لهم می کنه.

نشستن گوشه یه اتاق تاریک و گریه کردن .دنیا بی رنگ تر از گذشته اما باید خودم رو جمع و جور کنم.حالا دیگه می دونی نمی تونم بهت بگم که اگر هزاربار گفتم دوست دارم، از ته دلم گفتم و یه بار نشنیدم که عاشقانه صدام کنی. حالا می دونم نمیشه بهت بگم گریه هرشب یعنی چی. دلم نمی خواد با این حرفا ناراحتت کنم. نمی تونم بهت بگم چه حسیه وقتی که انگار با یه چاقو جگرت رو خراش می دن و انقدر حالت خراب میشه که نمی تونی حتی یک قدم راه بری. خیلی حرفا رو باید بخورم و هیچی نگم. خونابه خوردن و ساکت بودن. تو می دونی که دردم چیه. دردم عاشقی نیست. دردم از بی وفایی نیست. دردم از گدایی محبته. وقتی توی چت می بینیمت دیگه نمی دونم آیا بهت بگم "عزیزم" یا نه. نمی دونم باید بهت بگم که دوستت دارم یا نباید بگم.دلخوشیم میشه  تمام چتهایی که کردیم. خاطره هاش و هر چیزی که نشونی از بوی تنش رو داره.روحم مرده. قلبم مرده. دیگه نمی تپه. هیچ وقت نمی تپه... هر كسی ازم میپرسه حالت چطوره مجبورم بهش دروغ بگم. مجبورم خودم رو خوب نشون بدم تا کسی پی به این دل شکسته ام نبره .آره عزیزم خیلی نا مردی کردی خیلی توی که دم از دوست داشتن می زدی تویی که می گفتی دوست خوبی برام میشی . م . . م ؟  پس چرا حرفهام رو گوش نمی کنی چرا میری و هر وقت دلت پره میای زجرم میدی بعد میری  دلم خیلی گرفته



موضوع :  درد و دل هایم ، 



Tell : 09361940065 این خون ریخته شد از من  منی که حتی خونم هم رنگ پاییز گرفته و فقط به خاطر تو در وب لاگ لاورها در ساعت 01:33 ب.ظ  فقط به خاطر تو نوشتم | نظرات()
رهگذر

توی راه

فرو می روم

تنها ، در نیمکت اتوبوس

خسته از راه بودم

که سایه ام به خواب رفت

خودم را می دزدم

و آنگاه آسمان می بارد

 

؛ می شوم باران

                  میان تاریکی رنگین کمان

؛ می شوم رهگذر

رهگذر دلی که دیگر منتظر زمان نیست

؛ می شوم دلتنگ

  دلتنگ بغض کال نشنیده قرآن طاقچه

 

میان هیاهو رقص برگ ها در میان باد 

می شوم غرق امواج دریا آسمان

بغض می کنم با مناجات

بغض می کنم از دیدن ساعت

بغض می کنم از هر چه که...

 

پشت پلکهای مرطوب پسرکی

هنوز رد قدم هایی بر ترانه ها جاری است

بر می خیزم

دست هایم در جیبم پنهان می کنم

تا مبادا دعایم میان باران شب بگیرد

چشم هایم باز مرگی را به تن بدوزد

 

امشب قلم شعرم شکسته

و میان سایه بخواب رفته

باران شدیدتر می شود

قدم هایم محکم تر

و پیراهنم تَر تر

و موهایم خیس تر

بگویید تا بنویسم

غم این پسرک به پایان رسید

.
.
.


موضوع :  درد و دل هایم ، 



Tell : 09361940065 این خون ریخته شد از من  منی که حتی خونم هم رنگ پاییز گرفته و فقط به خاطر تو در وب لاگ لاورها در ساعت 12:10 ق.ظ  فقط به خاطر تو نوشتم | نظرات()
چه فکرا...!
چند روز بود فکر میکردم یه دوست توپ پیدا کردم

ولی اونم ..........

بازم این جمله یادم رفته بود

آنقدر فقیرم که حوصله هم ندارم

چه برسه یه دوست م....      !!!

موضوع :  درد و دل هایم ، 



Tell : 09361940065 این خون ریخته شد از من  منی که حتی خونم هم رنگ پاییز گرفته و فقط به خاطر تو در وب لاگ لاورها در ساعت 11:06 ب.ظ  فقط به خاطر تو نوشتم | نظرات()
من مرده ام
به ساعت نگاه می کنم ، حدود پنج صبح است ، چشمهایم را می بندم که مباد چشمهایت را از یاد برده باشم و طبق عادت کنار پنجره می روم . سوسوی چند چراغ مهربان و صدای هیجان انگیز چندین سگ و سایه های کشتزار شبگردان خمیده و خاکستری و بانگ آسمانی چند خروس . از شوق به هوا می پرم و خوشحالم که هنوز معمای سبز رودخانه از دور برایم حل نشده است . آری از شوق به هوا می پرم و خوب می دانم سالهاست مرده ام ........

موضوع :  درد و دل هایم ، 



Tell : 09361940065 این خون ریخته شد از من  منی که حتی خونم هم رنگ پاییز گرفته و فقط به خاطر تو در وب لاگ لاورها در ساعت 01:51 ب.ظ  فقط به خاطر تو نوشتم | نظرات()
تعداد صفحات
1 -  2 -  3 -  4 -  5 -  6 -  7 -  ... - 
تعداد کل : 33 تا